فرزاد

خانه ما و لانه همسایه جدید ما

فرزاد 27 اردیبهشت، 07:14 39 بازدید

دیشب مادرم به من گفت که چند روزی است یک کبوتر در گوشه بالکن خانه ما لانه ساخته و حتی دوتا تخم هم گذاشته. وقتی این را شنیدم بلافاصله رفتم بالکن تا ببینم؛ آخه پارتنرم هم دیروز بهم خبر داده بود که در خانه خودشان عروس هلندی‌هاشون چندتا تخم گذاشته و امروز عکس‌هاشون را برایم فرستاده بود. در بالکن دیدم یک لانه ساده درست شده و یک کبوتر زیبا و آرام روی تخم‌هایش نشسته. راستش من اصلاً متوجه نشده بودم که چه زمانی آمده‌اند و روی یک گلدان خالی آویزان شده لانه ساخته‌اند. 

اما اشتباه من این بود که همان لحظه تصمیم گرفتم که با موبایلم عکاسی کنم! اولین عکس را که گرفتم همه چیز خوب بود کبوتر هم آرام و بی حرکت بود اما همین که کمی نزدیک‌تر شدم، کبوتر ترسید و پرید! همان لحظه حس بدی گرفتم. عکس دوم را هم از تخم‌ها گرفتم اما در همان لحظه حس بدی گرفتم و باور کنید اصلاً قصد نداشتم که کبوتر را از لانه‌اش دور کنم تا بتونم از تخم‌ها عکس بگیرم. بعدش هم تمام شب عذاب وجدان داشتم و با خودم فکر می‌کردم نکنه دیگه برنگرده و تخم‌هایش را برای همیشه  رها کنه. از طرفی دیشب هوا خیلی تاریک و ابری بود. وقتی به پارتنرم تماس گرفته بودم، می‌گفت که کبوترها در شب دید ضعیف‌تری دارند و به همین دلیل شبها هرگز لانه‌ را ترک نمی‌کنند و من هم کمی بیشتر نگران شده بودم که نکنه این کبوتر بیچاره دیگه نتونه لانه‌اش رو در تاریکی پیدا کنه و از همه بدتر خیلی دیر برگرده. چراغ بالکن را روشن گذاشته بودم و‌ مدام به پشت درب بالکن نگاه می‌کردم و خیلی نگران بودم تا اینکه تصمیم گرفتم چراغ بالکن را خاموش کنم و دیگه به بالکن نزدیک نشم تا اگه در اطراف و نزدیک لانه‌ است احساس خطر نکنه تا برگرده و‌ روی تخم‌های کوچیکش بخوابه.

امروز صبح که از خواب بیدار شدم، اولین کاری که کردم نگاه کردن به بالکن بود. دیدم به لونه‌اش برگشته و‌ روی تخم‌هاش خوابیده و من خیلی خوشحال شدم و خیالم راحت شده؛ حالا منتظرم تا جوجه‌هاشو ببینم.