زبان ارمنی (Armenian / հայերեն – هایِرِن) یکی از زبانهای جالب و منحصربهفرد خانواده هندواروپایی است. زبانِ ارمنی امروزی دو نوع اصلی دارد:
ارمنی شرقی که در ارمنستان و ایران رایج و ارمنی غربی بیشتر در دیاسپورا(لبنان، سوریه، فرانسه، امریکا) که این دولهجه تفاوت هایی در تلفظ، واژگان و گرامر دارند.
یکی از جالب ترین بخش های زبان ارمنی، الفبای ارمنی هست که درسالِ 405میلادی توسط دانشمند و روحانی ارمنی مسروپ ماشتوتس(Mesrop Mashtots) ساخته شد.
البته من قرار نیست که اینجا آموزش زبان ارمنی بدهم فقط می خواهم بگم که چرا و چطور شد که به کشور ارمنستان، یِرِوان یا ایروان و یادگیری این زبان ارمنی(هایِرن) علاقه مند شده ام.
درحقیقت، علاقه و انگیزه من برای یادگیری زبان ارمنی همزمان با یک سفر زمینی کوتاه(20روزه) به یِرِوان، پایتختِ کشور ارمنستان در اواسط آبان ماه سال گذشته(سالِ 1404) شروع شد. سفر زمینی ما با اتوبوس از مبدا ترمینال غرب(تهران) تا مقصد پایانه Kilikia Bus Station در شهر یِرِوان با اینکه خیلی طولانی بود اما خسته کننده نبود. من و پارتنرم باهم سفر کرده بودیم و این اولین تجربه سفر برون مرزی ما دوتا بود. خوشبختانه سفر ما اواسط فصل پاییز بود اما در یِرِوان سوز و سرمای هوا به اندازه فصل زمستان در تهران بود به ویژه شب ها. اما برای من انقدر همه چیز خوب و گرم و صمیمی بود که اصلاً احساس سرما نمی کردم حتی دیگه سردردهای عصبی(تنشی) و یا میگرن(ارثی) نداشتم! انگار آب و هوای ارمنستان به من ساخته بود(سازگار بود). البته که برای ما مشکلات و چالش های قابل پیش بینی هم داشت و به همین دلیل ما مجبور شدیم قبل از شروع فصل زمستان به ایران(تهران) برگردیم؛ فقط کاش می تونستم حداقل تا پایان جشن کریسمس(۶ ژانویه) در یِرِوان باشیم.
یکی از مهم ترین مشکلات ما در ارمنستان، زبان بود! زبانِ انگلیسی بیشتر در یِرِوان، بین جوان ها، هتل ها، مراکز توریستی و بعضی از کافه و رستوران ها استفاده میشه اما اکثر ارمنی ها حتی اگه زبان انگلیسی هم بلد باشند، علاقه ای ندارند که به زبان انگلیسی گفتگو کنند. چون ارمنی ها یا ارمنی صحبت می کنند یا روسی!
البته ماهم به زبان انگلیسی تسلط کامل نداشتیم و با انگلیسی متوسط، زبان بدن، مترجم آنلاین(گوگل ترنسلیتور و هوش مصنوعی) و اعتماد به نفس از پسِ این چالش ارتباطی براومدیم و کم نیاوردیم؛ برای سفر کوتاه مدت شاید کافی بوده باشه اما برای مهاجرت نه! چون هدف بعدی من برای ورود به ارمنستان دیگه سفر نخواهد بود.
ارمنستان یک کشور کوچیک(تقریباً به اندازه استان آذربایجان شرقی) و جمعیتش حدود 3میلیون نفره که بیشتر در پایتخت ارمنستان، یِرِوان زندگی می کنند. یِرِوان آنقدر بزرگ نیست که روزت در ترافیک و رفتوآمد هدر برود. خیلی از نقاط مهم شهر در فاصلهی کوتاهی از هم قرار دارند و از آن شهرهایی که اگه چند روز در آن بمانی، ناخودآگاه شروع می کنی به تصور کردنِ زندگی بلندمدت در کوچه ها، محله ها، کافه ها، بارها و نایت لایفش! بعد از چند روز، مسیرها، میدان ها و غیره و حتی چهره های تکراری آن قدر آشنا می شوند که احساس می کنی سالهاست این شهر را می شناسی؛ قدم زدن در خیابانها، حتی در ساعات پایانی شب، حس ناامنی ایجاد نمیکرد و شهر بهطور کلی فضایی آرام و قابلاعتماد داشت. این موضوع برای کسی که به فکر زندگی در یک شهر جدید است، اهمیت زیادی دارد.
برای من که بهعنوان یک پروتستان (از شاخه کلیسای اتحاد)، جهان را از دریچهی نگاهِ الهیاتی خودم میبینم، سفر به ارمنستان تجربهای فراتر از یک گردشگری ساده بود. ارمنستان به عنوان اولین کشوری که در سال ۳۰۱ میلادی مسیحیت را به عنوان دین رسمی پذیرفت، جایگاهی نمادین و تاریخی در قلب مسیحیان جهان دارد.
نکتهی مهم دیگر، ریتم زندگی است. ایروان سرعتی دارد که نه کند و خستهکننده است، نه آنقدر تند که فرسودهات کند. این تعادل، برای کارهای عمیق (Deep Work) یک مزیت بزرگ است. صبح میتوانی در سکوت کار کنی، عصر در یک کافه بنشینی یا چند دقیقه بعد خودت را در دل طبیعت ببینی. فاصلهی شهر تا کوهستان و طبیعت، واقعاً کوتاه است.
از نظر هزینهها هم، در مقایسه با بسیاری از پایتختهای اروپایی، هزینهی زندگی هنوز منطقیتر است—مخصوصاً اگر درآمدت ارزی باشد. همین اختلاف قدرت خرید، به تو امکان میدهد با استرس مالی کمتر، روی رشد مهارتها و پروژههای جدیتر تمرکز کنی.
البته ارمنستان هم مثل هر کشور دیگری، در کنار جذابیتها و آرامشی که دارد، خالی از چالش نیست. اقتصاد این کشور نسبتاً کوچک است و فرصتهای شغلی، مخصوصاً خارج از حوزههایی مثل IT و گردشگری، چندان گسترده نیست. سطح درآمدها هم در مقایسه با بسیاری از کشورهای اروپایی پایینتر است؛ از طرفی، زبان هم میتواند به یک مانع تبدیل شود. زبان رسمی کشور ارمنی است و هرچند در ایروان انگلیسی تا حدی رایج است، اما در بسیاری از موقعیتها هنوز روسی کاربرد بیشتری دارد. برای زندگی طولانیمدت، یاد گرفتن حداقل بخشی از زبان ارمنی تقریباً اجتنابناپذیر است.
یکی از مواردی که شاید برای خیلیها عجیب باشد، سیستم گرمایشی است. در برخی مناطق یا ساختمانهای قدیمیتر، دسترسی به گازِ شهری به شکلی که ما در ایران عادت داریم، ممکن است متفاوت باشد. خیلی از ساختمانها از سیستمهای گرمایشیِ مستقل (مبتنی بر برق یا پکیجهای خاص) استفاده میکنند که هزینههای ماهانهی قبضهای انرژی را در فصل زمستان بهشدت بالا میبرد.
بخش زیادی از بافت شهری ایروان را ساختمانهای مربوط به دوران شوروی تشکیل میدهند. این یعنی اگرچه ظاهر شهر اصیل است، اما در داخل واحدها ممکن است با مشکلاتی مثل قدیمی بودنِ سیستمهای لولهکشی، عایقبندیِ ضعیف در برابر سرما، یا حتی نبودِ آسانسورهای مدرن مواجه شوید.
یِرِوان شهرِ رویاها نیست؛ یک شهر واقعی است با تمامِ مزایا و البته محدودیتهایِ خاص خودش.
ما دنبال شهری هستیم که آرام باشد، اینترنت قابلقبول داشته باشد، هزینههایش منطقی باشد و تمرکز را از ما نگیرد. یِرِوان، ارمنستان، حداقل برای من، به شکل جالبی این معادله را متعادل کرده بود.
این شهر برای ما(من و پارتنرم) یک «چالشِ در حالِ حل شدن» است، نه یک پناهگاهِ آماده و بیدردسر.